فَالْمُدَبـِّــرَاتِ أَمْــرًا سوگند به آنان که با تدبیر عمل می‌کنند. (آیه پنجم، سوره نازعات)
فَالْمُدَبـِّــرَاتِ أَمْــرًا سوگند به آنان که با تدبیر عمل می‌کنند . (آیه پنجم، سوره نازعات)
فَالْمُدَبـِّــرَاتِ أَمْــرًا سوگند به آنان که با تدبیر عمل می‌کنند. (آیه پنجم، سوره نازعات)

فرهاد دژپسند | گرفتار نفرین مدیریت منابع هستیم

فرهاد دژپسند | گرفتار نفرین مدیریت منابع هستیم

یک مدیر برای کادرسازی باید از خود گذشتگی به خرج دهد، چرا که در گام اول کسی که قرار است وارد کار شود، مدیر امتحان پس داده‌ای نیست و باید این ریسک را پذیرفت که ممکن است در کار موفق باشد یا شکست بخورد. در کنار این نباید نگرانی داشته باشد که فلان مدیر بعدها ممکن است جایگاه مرا تصاحب کند. در همین زمینه امام علی(ع) سخن قابل توجهی دارد: «اگر در منصبی قرار داری و می‌دانی شایسته‌تر از تو برای آن جایگاه وجود دارد، اگر او را وارد کار نکنی خیانت کرده‌ای». در کنار اینها مدیر باید سیستم را به گونه‌ای مدیریت کند که فردا روزی اگر در سازمان حضور داشت یا به هر دلیلی از آن سازمان رفت و در جای دیگری مشغول انجام وظیفه شد، مشکلی برای آن سازمان به وجود نیاید. نکته اصلی، خدمت کردن به جامعه و مردم و نظام است حال در هر جایگاه و پست و مقامی باشد. مساله بعدی عدم تطابق سطح زندگی با درآمدهای معمول عادی است و اگر مدیر خودش را از نظر مزایا وابسته به جایگاهش بداند هرگز اقدام به کادرسازی نمی‌کند.

شایسته سالاری، واقعیتی غیرقابل انکار
ما باید به سمت شایسته سالاری حرکت کنیم و مدیر نگران این نباشد که اگر پستش را از دست داد زندگی‌اش چه خواهد شد. آدمی که شایستگی داشته باشد، تکیه‌اش به پست نخواهد بود.
متاسفانه ما تصور می‌کنیم آدم‌ها بیایند و بروند هیچ اتفاقی نمی‌افتد. ما منابع زیادی داریم که اگر به بهترین شکل از آنها استفاده شود، هم بازدهی منابع بالا می‌رود و هم کشور در مسیر رشد و توسعه قرار می‌گیرد. در اینجا نقش مدیر، برجسته و روشن می‌شود، مدیری که دانش و تجربه مفید را دارد و درجایگاه خودش قرار گرفته است می‌تواند از این منابع حداکثر استفاده را بکند و سازمانش را به هدفش برساند و توسعه و اشتغال و رفاه را با خودش به همراه بیاورد. من همیشه می‌گویم ما گرفتار نفرین منابع نیستیم بلکه گرفتار نفرین مدیریت منابع هستیم. مدیر اگر بتواند منابع را بهتر سازمان‌دهی و در نتیجه تولید ثروت کند، اشتغال ایجاد می‌شود. در نتیجه‌ی اشتغال هزاران معضل اجتماعی نیز حل خواهد شد. درست است که شاید ما در مدیریت نظام شایسته‌سالاری نداریم ولی این مساله دلیل نمی‌شود که اگر از مدیری برای جایگاهی غیرمرتبط با تخصص‌اش دعوت به همکاری شد، مدیر این دعوت را بپذیرد، اینجا است که بحث تعهد مدیر مطرح می‌شود. مدیر شایسته اگر پستی خارج از رشته و تجربه‌اش به او پیشنهاد شود، نمی‌پذیرد چراکه این عمل را مساوی با خیانت به کشور و مردمش می‌داند. اگر پستی که دارد غیر‌دولتی باشد، اشکالی ندارد به سود و زیان خودش بیاندیشد ولی در پست‌های دولتی بحث خدمت به جامعه و تحقق اهداف ملی مطرح می‌شود. رمز موفقیت نظام در تحقق اهداف نظام است و برای رسیدن به این اهداف، شایسته‌سالاری واقعیتی غیرقابل انکار است.

محتوا در حواشی
متاسفانه تفکر غلطی در ذهن ما جا خوش کرده که آدم‌ها می‌آیند و می‌روند و آب از آب تکان نمی‌خورد، در حالی که ممکن است زلزله‌ای در این بین رخ دهد و ما متوجه این مساله نباشیم. زمانی‌که مدیری تغییر می‌کند و ما با همان منابع یک سوم خروجی را داریم، این همان زلزله‌ای است که رخ می‌دهد و ما متوجه‌اش نیستیم چون به جای توجه به محتوا، به حواشی می‌پردازیم.
ما باید برای سازمان‌مان دلسوزی کنیم همان‌گونه که دلسوز اعضای خانواده و عزیزان‌مان هستیم. شرایط را بسنجیم و بعد آن مدیری را که نه فقط متخصص علمی صرف باشد، بلکه توان اجرایی و تعهد حکومتی هم داشته باشد را انتخاب کنیم و در جایگاه مناسب قرار دهیم. توجه کنید، اگر فردی از خانواده ما دچار بیماری وخیمی شود، همه جا را به هم می‌ریزیم تا بتوانیم پزشک متخصصی را برای درمان او پیدا کنیم. امروز وضعیت کشور هم مثل همان بیمار وخیم است، باید برای درمان برویم سراغ مدیران متخصص که همانا در امور کشور مدیران، طبیب کارند.
ما در فرهنگ دینی خود آموخته‌ایم که شکر و سپاس نعمت‌های خدا در این است که از آن نعمت‌ها نهایت استفاده را داشته باشیم، برای تربیت این مدیران هزینه شده، پس دِین ما این است که از آنها در جایگاهی استفاده کنیم که تخصصش را آموخته‌اند و در این راه هزینه کرده و تجربه اندوخته‌اند.

WP Radio
WP Radio
OFFLINE LIVE